واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

734

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

اواخر سپتامبر يا آغاز اكتبر ) « 1 » در آن محل پيكارى دو روزه درگير شد « 2 » كه به شكست غوريان پايان يافت و پس از آن شهاب الدين ناچار در اندخود متحصن شد . وضع شهاب الدين با روزگار ناپلئون ( سوم ) در سدان مشابهت داشت . و اگر به همان سرنوشت دچار نشد ، نجات خويش را مرهون اقدام عثمان سمرقندى بوده . عثمان ، كه مسلمان بود ، ميل نداشت « سلطان اسلام » اسير كفار گردد و بدين سبب پيشنهاد ميانجيگرى كرد ، كه پذيرفته شد . قراختائيان به غوريان اجازه دادند تا به متصرفات خويش بازگردند و فقط غرامتى دريافت داشتند . شهاب الدين به هنگام شكست به دست خود چهار پيل را كه نمىتوانست به قلعه برد كشت . دو پيل را هم دشمنان گرفته بودند . و اكنون مىبايست پيلى ديگر را هم به قراختائيان دهد . به گفتهء جوينى او هرچه داشت داد « 3 » . شهاب الدين به غزنه بازگشت . در غزنه شايعهء مرگ او انتشار يافته بود ، و در نتيجه اغتشاشاتى بروز كرده . شهاب الدين پس از اعادهء نظم با محمد

--> ( 1 ) - به گفتهء ابن اثير ( چاپ تورنبرگ ، XII ، 122 ) در آغاز صفر 601 هجرى ( اول صفر 28 سپتامبر 1204 ميلادى ) . ( 2 ) - ( در چاپ روسى سال 1900 ( ص 376 ) چنين است . در چاپ انگليسى 1928 ( ص 351 ) « پيكارى دوهفته‌اى » ( « a two weeks battle » ) - هيئت تحريريه ) . ( 3 ) - جوينى ، نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 118 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 57 : « تمامت آنج داشت » . ميرخواند « تاريخ خوارزمشاهيان » ، چاپ دفرمرى ، 48 . مروالرودى مختصرا دربارهء شكست سلطان ياد مىكند و از بازگشت وى به برشور ( پشاور ) از خوارزم و اندخو در سال 601 هجرى « پس از چشم زخمى » خبر مىدهد ( ورق b 16 ) ؛ در ترجمهء سرا . د . رؤس ( 399 . Ross , « The genealogie » , p ) نوشته « بعد از آنكه زخمى به چشم او وارد آمد » - ترجمه‌اى زياد كلمه به كلمه است [ و غلط ] .